یکشنبه، دی ۱۱، ۱۳۸۴

پایان ریاست یکساله بریتانیا بر "گروه هشت

ریاست یکساله بریتانیا بر "گروه هشت"
قسمت اول، گروهی برای تسلط یا کمک؟
با پایان یافتن سال 2005 علاوه بر آن که به ریاست شش ماهه بریتانیا بر اتحادیه اروپا پایان داده می شود این کشور ریاست دوره ایش بر "گروه هشت (جی ایت)" را نیز به اتمام رسانده و آن را به روسیه تحویل خواهد داد.
تکیه لندن بر کرسی ریاست این دو بلوک قدرتمند در سال 2005 موقعیتی استثنایی را برای دولت کارگری فراهم آورد تا برخی از شعارهای خود را جنبه ای فراگیر داده و تا حدودی نیز به موفقیتهایی دست یابد.
اما این دستاوردهای محدود بدون هزینه هم نبود و بمب گذاریهای تابستان امسال در لندن نشان دادند انتخاب زمان انفجارها که با کشته شدن 52 شهروند و زخمی شدن بیش از 700 نفر همراه بود، بدلیل تحت الشعاع قرار دادن نشست سران گروه هشت در اسکاتلند بوده است.
هر چند ریاست یک ساله اعضای گروه هشت عموما معطوف به برگزاری نشست سالانه سران می باشد و وظیفه عمده دیگری را بر دوش رییس منتخب تحمیل نمی کند.
ولی اهمیت تصمیم گیریهای علنی و پنهان اعضای گروه از یکسو موجب می شود که همه ساله دولتها و سازمانهای رسمی دنیا نگاهی جدی به این تصمیم گیریها و اظهاراتی که کشور میزبان مطرح می کند بیاندازند و از سوی دیگر توجه انبوه نهادهای مدنی و گروههای سازمانیافته ضد سرمایه داری را نسبت به کشور میزبان جلب شود.

سابقه:
"گروه هشت" بدون داشتن مقر مرکزي، بودجه سالانه و یا کارکنانی تمام وقت یک تشکیلات غیررسمی است که اعضای آن را سران هشت کشور قدرتمند اقتصادی دنیا تشکیل می دهند.

کشورهای عضو این گروه هدف از نشستهای خود را بررسی مشکلات دنیا و تعیین چارچوبهای راهبردی کلان برای رفع این بحرانها اعلام می کنند حال آن که از نگاه گروههای ضد سرمایه داری اجتماع این کشورها اغلب به معنای تحمیل سلطه بر جوامع فقیر دنیا و تداوم سرمایه داری برتر تعبیر می شود.
از همین روز نشستهای سالانه این گروه همواره با بزرگترین سازماندهیهای ضد سرمایه داری در تمام دنیا بویژه در کشورهای غربی همراه می باشد.
ریشه شکل گیری گروه هشت به بحران نفتی دهه 1970 میلادی باز می گردد. در سال 1973 بحرانهای عظیم نفتی در غرب دولت امریکا را ترغیب نمود تا "گروه کتابخانه" را تشکیل دهد که از طریق آن مقامهای برجسته مالی از انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و امریکا در نشستهایی مختلف دور هم جمع شوند تا به بررسی دلایل ضربه پذیری اقتصاد غرب بپردازند.
هنگامی که فرانسه ریاست یکی از همین گردهماییها را در سال 1975 بر عهده گرفت پاریس برای اولین نشستی با حضور سران این گروه تشکیل داد و به این ترتیب "گروه شش" شکل گرفت که متعاقب آن در سال 1976 با ورود کانادا به "گروه هفت" و سپس در 1998 با ورود روسیه به "گروه هشت" تبدیل شد.
در حال حاضر امریکا بدلیل آن که قدرت برتر اقتصادی دنیاست از نفوذ سیاسی برتری در گروه هشت برخوردار است هر چند این موضوع بطور رسمی بیان نمی شود.
در نشستهای سران هشت کشور تنی چند از نمایندگان دیگر کشورها نیز دعوت می شوند که از جمله این موارد رییس کمیسیون اروپا به نمایندگی از اتحادیه اروپا می باشد. ولی نشستهای اصلی که اغلب در روز دوم از اجتماع سران و به صورتی کاملا محرمانه و بدور از نگاه همراهان و اهل رسانه برگزار می شود محدود به هشت کشور اصلی است.
به علاوه در حالی که کشورهای بزرگ و پر جمعیتی نظیر چین و هندوستان به سرعت به قدرتهای اقتصادی بزرگی تبدیل می شوند و بخصوص چین عملا به جمع شش اقتصاد برتر دنیا پیوسته است بسیاری از منتقدان "گروه هشت" استدلال می کنند اگر واقعا هدف از گردهمایی اجتماع قدرتهای بزرگ دنیا سامان بخشیدن به وضعیت اقتصادی دنیاست پس از چه رو این دو کشور هنوز به جمع گروه پذیرفته نشده اند؟
هر چند از همان ابتدا هدف از گردهمایی سران قویترین اقتصادهای دنیا صرفا مسایل اقتصادی و بازرگانی عنوان شد ولی مشخص بود که بررسی مسایل سیاسی دنیا در راس برنامه های اصلی ولی در پشت درهای بسته نشستهای این گروه قرار گرفته است.
عرصه های تصمیم گیری در گروه هشت می تواند بسیار گسترده بوده و زمینه های متنوعی را در بر گیرند ولی هیچ مکانیزم اجرایی برای الزام اعضا به اجرای تعهداتی که داده اند وجود ندارد.
از همین رو مشاهده می شود که کشورهای عضو در نشستهای اصلی وعده هایی را در راستای رفع فقر در کشورهای عقب مانده و یا بخشش بدهی آنها مطرح می کنند که موجب می شود تا بسیاری از معترضان و کشورهایی که بناست از این تصمیمها ذینفع گردند، خشنود شوند ولی آنچه در عمل اتفاق می افتد بگونه دیگری است.
نشستهای امروزین سران گروه هشت با آنچه که در گردهماییهای "گروه کتابخانه" در دهه 1970 صورت می گرفت متفاوت است بگونه ای که برای این نشستها لشکری از کارشناسان اقتصادی، نظامی و سیاسی اعضا در کنار سران خود در مکانهایی که اغلب به صورت قلعه از محیط اطراف کاملا مجزا شده اند جمع شده و برای چند روز به صورتی فشرده به بحث در باره اصلی ترین مسایل بین المللی می پردازند.
ریاست گروه به صورتی چرخشی و یکساله می باشد که از سال 2001 تا سال 2005 به ترتیب کشورهای ایتالیا، کانادا، فرانسه، امریکا و انگلیس عهده دار آن بوده اند. ریاست این گروه از اول ژانویه سال جدید میلادی برای اولین بار بر عهده روسیه قرار می گیرد.
مهمترین وظیفه کشوری که ریاست گروه را برعهده می گیرد برگزاری نشست سالانه و برنامه ریزی برای برقراری امنیت آن است.

قسمت دوم، دستاوردهایی محدود
بریتانیا از ابتدای ژانویه سال 2005 ریاست یکساله بر گروه هشت را بر عهده گرفت و زمان گردهمایی سه روزه سران را ژوییه این سال در هتل "گلینیگلز" که قلعه ای باستانی در اسکاتلند می باشد، تعیین کرد.
دلیل انتخاب این هتل کاملا روشن بود و از سوی برگزار کنندگان "دور افتاده بودن مکان و راحتتر بودن حفاظت امنیتی" اعلام شد.
به گفته گردانندگان این نشست برآورد اولیه برای برگزاری آن 12 میلیون و 100 هزار پوند بوده است و هزینه ای که دولت انگلیس از درآمدهای مالیاتی هزینه کرد یک میلیون پوند برآورد شد.
جهت اداره جلسات نشست 149 اتوبوس، 67 خودرو شخصی، 30 تریلی، 13 بالگرد و دو هواپیمای دربست برای جابجایی چهار هزار و 500 شرکت کننده رسمی در این گردهمایی به خدمت گرفته شدند.
انگلیس دو هدف عمده را در صدر برنامه های ریاستش بر این گروه اعلام کرد که اولین مورد "افریقا" و کمک برای حل بحرانها در این قاره و دیگری "تغییر آب و هوا" و اتخاذ تصمیمهای کلیدی برای مقابله با این معضل بین المللی عنوان گردید.
اما اولین روز از نشست تحت الشعاع چهار فقره بمب گذاری انتحاری روز 16 تیر (هفتم ژوییه) در لندن قرار گرفت بگونه ای که "تونی بلر" نخست وزیر انگلیس و رییس این نشست مجبور شد برای هدایت بحران و تشکیل کمیته ویژه در دولت به لندن بازگردد و ریاست جلسات را به "جک استرو" وزیر خارجه کابینه اش بسپارد.
سوای این موضوع نشست گروه هشت موفق شد در انتها توافق نماید میزان کمکهای نقدی به کشورهای درحال توسعه را تا سال 2010 میلادی به 50 میلیارد دلار (8/28 (بیست و هشت ممیز هشت )میلیارد پوند) برساند که چیزی حدود 15 تا 20 میلیارد دلار بیشتر از تعهداتی است که پیشتر وعده شده بود.
به علاوه این گروه اعلام کرد بدهی 18 کشور بسیار فقیر افریقایی را می بخشد و از پرداخت یارانه ها به شرکتهای داخلی کاسته و حمایتهای گمرکی از این شرکتها را نیز کاهش می دهد.
اگر چه تونی بلر در عرصه های اقتصادی توانست حداقل به اهداف مورد نظرش برای نشست نایل آید ولی در زمینه تغییر آب و هوا هیچ موفقیتی کسب نکرد و در انتها عنوان کرد: همانطور که پیش بینی می شد قرار نبود توافقی در این خصوص حاصل شود ولی امریکا پذیرفت که "گرمتر شدن هوا در حال حاضر مساله ای عمده است".
همزمان با این نشست "باب گلدوف" از خوانندگان قدیمی پاپ در انگلیس و از پایه گذاران کمک به محرومان افریقا یکی از بزرگترین کنسرتهای موسیقی دنیا را برای تاثیر گذاری بر روند این گردهمایی در عمده شهرهای دنیا سازماندهی کرد.
وی که به خاطر کنسرتی مشابه که 20 سال پیش برگزار شد به مرجعی شناخته شده در کمک به مردم محروم بدل شده است توانست با ابتکار سال 2005 خود علاوه بر احیای فعالیتی که از دو دهه پیش آغاز کرده بود، مبالغ قابل توجهی کمکهای نقدی جمع آوری نماید و به علاوه نشست گلینیگلز را تحت تاثیر قرار دهد.
این کنسرت که تمام عوایدش برای کمک به محرومان اختصاص یافت توانست با جلب توجه جوانان و گروههای ضد سرمایه داری بر سران کشورهای شرکت کننده در نشست نیز تاثیر گذارد تا طی آن بخششهای بیشتری از خود نشان دهند.
بسیاری از تحلیلگران دو برابر شدن مبلغ کمک به کشورهای درحال توسعه را ناشی از همین فشارهای مدنی می دانند.
در نشست گلینیگلز تونی بلر وعده کرد در اجلاس آتی سازمان تجارت جهانی در هنگ کنگ به یارانه های کشاورزی در کشورهای توسعه یافته خاتمه داده می شود.
این اجلاس در هفته های پایانی سال 2005 در هنگ کنگ برگزار شد و کشورهای اروپایی بدنبال فشار کشورهایی نظیر برزیل مجبور شدند بپذیرند بتدریج یارانه های کشاورزی به تولید کنندگان داخلی خود را به صفر برسانند.
در نشست گلینیگلز همچنین اعلام شد که افریقا در نهایت باید بدست خود مردم افریقا تغییر کند. این موضوع یکی از خواسته های اصلی مخالفان گروه هشت را تشکیل می دهد زیرا آنها معتقدند که کشورهای قدرتمند دنیا از طریق کنترل بر منابع اقتصادی و همچنین وامها و بدهیهای کشورهای فقیر عملا آنها را اداره کرده و از نظامهایی فاسد را در این کشورها مستقر می کنند.
به علاوه نهادهای منتقد معتقدند حکومتهایی که به این طریق در کشورهای فقیر عمدتا افریقایی مستقر می شوند محدود اعتبارهای کمکی گروه هشت را در مسیرهایی هزینه می کنند که هیچگونه بازدهی برای محرومان نداشته و عواید آن مجددا به حساب کشورهای کمک دهنده بازگشت داده می شود.
در نشست گلینیگلز همچنین وعده سه میلیارد دلار کمک به حکومت خودگردان فلسطینی داده شد تا برای بهبود زیربناها در این کشور سرمایه گذاری شود.
آموزش 20 هزار مامور حافظ صلح در افریقا و فراهم کردن امکان دسترسی افریقاقییان به داروهای ضد "اچ آی وی" تا سال 2010 از دیگر دستاوردهای این نشست بود.
گروههای منتقد، دستاوردهای این نشست را مطلوبتر از موارد گذشته ارزیابی کردند ولی بر ناچیز بودن تصمیمهای اتخاذ شده پافشاری نمودند.
از جمله نهاد مدنی "فقر را به تاریخ بسپاریم" نوشت، تصمیم گروه هشت مبنی بر بخشودگی بدهی 18 کشور فقیر سالانه یک میلیارد دلار برای این گروه هزینه خواهد داشت هر چند اجرای این وعده هنوز به تصویب "صندوق بین المللی پول" و "بانک جهانی" وابسته می باشد.
به نوشته این نهاد است حداقل مبلغ مورد نیاز برای یک جهش واقعی در محو فقر در این دسته از کشورهای فقیر افریقایی بخشودگی سالانه 10 میلیارد دلار از بدهی آنها می باشد.
این نهاد همچنین تاکید کرد کشورهای توسعه یافته به "کمکهای خیریه" احتیاج ندارند بلکه نیازمند "اجرای عدالت" هستند.
از همین رو تاکید شد بجای فقط تعیین مبالغ کمکی بهتر است بر رفع تبعیضهای بازرگانی و برچیدن محدودیتهای ورداتی از کشورهای فقیر و بویژه از بین بردن سوبسیدها و تعرفه های گمرکی که به نفع تولید کنندگان کشورهای مرفه می باشد تلاش شود.
از سوی دیگر "صلح سبز (گرینپیس)" نیز بر خلاف اظهارات بلر عنوان کرد این نشست برای مقابله با "تغییر آب و هوا" دستاوردی نداشته است.
با این حال همین نهاد از این بابت که لااقل عقبگردی هم در بحث تغییر آب و هوا ملاحظه نشده است ابراز خشنودی نمود.
"صلح سبز" متعاقب نشست گلینیگلز اعلام کرد وضعیت بحرانی تغییر آب و هوایی در دنیا و بویژه حمایت از ضربه پذیرترین آحاد جامعه بین المللی که بیشترین اثر منفی را از این تغییرات می بییند نیازمند تصمیمهای عاجل برای کاهش الاینده ها و وابستگی به سوختهای فسیلی می باشد.
با انتقال ریاست دوره ای گروه هشت به روسیه از ابتدای ژانویه سال جدید میلادی باید دید کرملین چه جایگاهی را در چارچوب قدرتمندترین اقتصادهای غربی دنیا برای خود تعریف می کند.
این کشور در گذشته ای نه چندان دور بدنه اصلی "اتحاد جماهیر شوروی" سابق را در قلب بلوک شرق و در برابر بلوک غرب را، که گروه هفت فقط پوسته ای از آن بود، تشکیل می داد.
حال باید دید مسکو چه اهداف و شعارهایی را برای برگزاری نشست سران گروه و در کنار رقیبان و دشمنان سابق خود تدوین خواهد کرد و آیا موفق خواهد شد گروههای ضد سرمایه داری را راضی کند که هدف اصلی از نشستهای گروه هشت "تسلط سیاسی بر دنیا" نمی باشد؟
Gleneagles,Bob Geldof,