مقدمه
این گفتگو به صورت گفتگوی سخت در کلابهاوس توسط سعید طوفانی با محسن مدیرشانه چی در تاریخ ششم نوامبر ۲۰۲۵ صورت گرفته است و در اینجا تلاش شده است مجموعه نقطهنظرهای ایشان در رابطه با چگونگی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی که لازم است جامعه در نظر بگیرد، بیان شود.
محسن مدیرشانه چی که خود را لیبرال نهادگرا (liberal institutionalist) معرفی میکند، معتقد است که جامعه باید از بسترهای حقوقی موجود، به ویژه صندوق رأی، برای ایجاد و حفظ یک تنش دائمی در ساختار سیاسی بهره ببرد. شانه چی در برابر این پرسش که چرا باید مردم به انتخابات دعوت شوند یا چرا حضور صندوق رأی مهم است، در حالی که حاکمیت مستقر می تواند از آن سوءاستفاده کرده و مشروعیت گیرد، پاسخ داد که صندوق رأی یک پدیده مدرن است که وجود ذاتی آن باعث بسیج نیروهای اجتماعی و ایجاد یک فضای کنشگری فوقالعاده میشود.
او تأکید کرد که کنشگری مورد نظر او میتواند شامل تحریم، تحصن، اعتراض کنار صندوقها، یا ایجاد بیانیههای گروههای مستقل باشد. به باور او، نظمهای استبدادی هیبریدی که انتخابات برگزار میکنند، نسبت به رژیمهای کاملاً مبتنی بر سرکوب و بدون انتخابات، آسیبپذیرتر و ضعیفتر هستند و حذف صندوق رأی باعث میشود سیستم با خیال راحت به سرکوب ادامه داده و استقرار بیشتری یابد. در واقع، حفظ صندوق رأی برای او، نه برای نتیجه انتخابات، بلکه برای حفظ امکان کنشگری و تنش دائمی در سیستم اهمیت دارد.شانه چی با ایده براندازی رادیکال (ریست کردن سیستم) در شرایط فعلی به شدت مخالف است و بر لزوم آلترناتیوسازی تأکید میکند. او در برابر این پرسش که آیا با براندازی مخالفی و آیا انقلاب ۱۳۵۷ را اشتباه میدانی، پاسخ داد که اتفاقی که در ۵۷ افتاد اشتباهی بود زیرا منجر به هرج و مرج شد. شانه چی معتقد است اگر سیستم موجود بدون آلترناتیو مشخص و نهادهای آمادۀ گذار، ویران شود، در نهایت قدرت به دست نیرویی خواهد افتاد که اسلحه دارد. او در پاسخ به این پرسش که چرا تغییرات حاصل نمیشود و اصلاح چقدر زمان میبرد، تأکید کرد که وضعیت جمهوری اسلامی در حال حاضر تلاش برای بقا و در وضعیت خودفروپاشی قرار دارد. او هشدار میدهد که حمله نظامی خارجی، مانند حمله اسرائیل، قطعاً مخالف روند تحولخواهی است، زیرا باعث قدرت گرفتن حاکمیت مرکزی و نظامیتر شدن فضا شده و جامعه شهری امکان جنبش مدنی خود را در زمان جنگ از دست میدهد.
شانه چی برای تضمین زیست شرافتمندانه و توسعه ایران، جامعه را نیازمند یک نیروی جامعه شهری/مدنی قدرتمند با خواست سیاسی مشخص میداند. او در برابر این تحلیل که قدرتهای غربی دنبال براندازی نیستند و یک جمهوری اسلامی ضعیف را ترجیح میدهند، استدلال کرد که اسرائیل و آمریکا فعلاً برنامه براندازی به مفهوم جایگزینی یک رژیم دستنشانده روی میز ندارند؛ بلکه سیاست آنها نگهداشتن یک جمهوری اسلامی ضعیف به عنوان "تهدید مشروع کنترل شده" است که منافع منطقهای آنها را تأمین میکند. از این رو، جامعه باید بر ایجاد نهادها و رهبری قوی تمرکز کند تا در زمان فروپاشی، قدرت را نیروهای مدنی توانمند به دست گیرند و کشور به سمت اقتدارگرایی سخت (مانند مدل بن سلمانی) یا «ملوک الطوایفی» نرود.
به اعتقاد او راهکار تحولی موثر که می تواند با روشهایی مدنی ولی تدریجی حاصل شود این است که عملکرد شورای نگهبان به عنوان فیلتر انتخابات سلب شود تا انتخابات آزاد در تمامی سطوح برگزار شود. وی معتقد است که این امر میتواند از جمله منجر به ورود افرادی به مجلس خبرگان شود که خواهان محدود کردن قدرت رهبری از طریق رفرم قانون اساسی هستند.
------------
اهم نقطهنظرهای محسن مدیرشانه چی در رابطه با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی لازم:
الف) نقش نهاد صندوق رأی (استراتژی تنش دائم):
- ابزار کنشگری: صندوق رأی یک پدیده مدرن است که باید حفظ شود تا به عنوان یک نهاد، بستر تنش دائمی و امکان کنشگری (شامل تحریم، تحصن، اعتراض، بیانیه) را فراهم کند.
- تضعیف سیستم هیبریدی: نظمهای استبدادی هیبریدی (دارای انتخابات) در زمان برگزاری انتخابات ضعفپذیر میشوند. حذف صندوق رأی باعث ثبات بیشتر سیستم و سرکوب راحتتر میشود.
- هدف نهادگرا: برای لیبرال نهادگرا، حضور صندوق رأی اهمیت دارد، نه اینکه چه کسی رأی میدهد یا رأی نمیدهد.
ب) استراتژی گذار و آلترناتیوسازی:
- مخالفت با براندازی رادیکال: انقلابهای رادیکال و بدون کنترل (مانند ۵۷) منجر به هرج و مرج و در نهایت تقویت نیروی سرکوب (کسی که اسلحه دارد) میشود.
- آمادگی برای فروپاشی: نظام جمهوری اسلامی در وضعیت خودفروپاشی و تلاش برای بقا قرار دارد. جامعه باید پیش از فرارسیدن لحظه فروپاشی، آلترناتیو سیاسی لازم را بسازد تا مانع از آن شود که نیروهای نظامی یا تندرو داخلی قدرت را به دست گیرند.
- تقویت جامعه شهری: برای گذار موفق، جامعه نیازمند یک "طبقه شهری" یا جامعه مدنی قدرتمند است که خواست سیاسی مشخصی دارد و میتواند رهبری را در وضعیت گذار به دست گیرد.
- خطر حمله خارجی: حمله نظامی خارجی (مانند اسرائیل) باعث نظامیتر شدن فضا، قدرت گرفتن حاکمیت مرکزی و حذف عاملیت جامعه مدنی میشود.
ج) راهکار اصلاح ساختاری (عملگرایی):
- هدف نهایی: تضمین زیست شرافتمندانه و توسعه ایران.
- درخواست حداقلی برای تغییر: اولین تغییر ساختاری با کمترین هزینه این است که عملکرد فیلترینگ شورای نگهبان سلب شود تا انتخابات آزاد در تمامی سطوح (از جمله مجلس خبرگان) برگزار گردد.
- مهار قدرت: این تغییر تدریجی میتواند منجر به ورود مجتهدینی به مجلس خبرگان شود که خواهان محدود کردن قدرت رهبری (که تجمیع آن بالقوه می تواند باعث فساد شود) از طریق مکانیزمهای حقوقی و رفرم قانون اساسی هستند.
د) ملاحظات ژئوپلیتیک:
- تهدید مشروع کنترل شده: قدرتهای غربی به دنبال براندازی نیستند، بلکه حضور یک جمهوری اسلامی ضعیف را به عنوان یک "تهدید مشروع کنترل شده" ترجیح میدهند که منافع امنیتی آنها (مانند ائتلاف با کشورهای عربی) را تأمین میکند.
- اعتماد به نیروی خارجی، دروغ است: اعتماد به نیروی خارجی برای تغییر، یک دروغ است، زیرا کشورها در نهایت منافع ملی خود را در اولویت قرار میدهند و تغییر باید از طریق ایجاد آلترناتیو توسط گروههای سیاسی ایرانی رخ دهد.
- توسعه و نظم جهانی: هیچ کشوری در دنیا بدون داشتن رابطه منطقی با نظم جهانی (به رهبری آمریکا) امکان توسعه نخواهد داشت.